خصوصیات تاریخی شهرستان ملکان
ابتدا در ملك كندي خياباني وجود نداشت و مردم براي مسافرت به جاده شوسه اي در مجاورت روستاي آروق مي رفتند و به ماشين سوار مي شدند بعد از گذشت چند سال (در سال 1318) خياباني بنام شميز به سرپرستي آقاي شميز رئيس فرهنگ و دهدار منطقه ايجاد گرديد و در سال 1341 همان خيابان شميز به خيابان ششم بهمن تغيير نام داد و پس از انقلاب اسلامي بنام كنوني يعني هفده شهريور نام گذاري شد و در امتداد خيابان هفدهم شهريور وسيله هاي نقليه بناب و مراغه و مياندوآب از اين خيابان عبور كرده و مسافران بين شهري را منتقل مي نموده اند .
اداره بلديه در سمت چپ خيابان هفده شهريور كنوني بود و چون در داخل حياط آن گلهاي زيادي كاشته بودند و در آن زمان نسبتاً جالب توجه بوده آنجا را بنام باغ گلستان مي ناميدند . مسير مردق چاي در قديم به شكل كنوني نبوده بلكه رودخانه مردق چاي در مقابل قبرستان فعلي به شاخه كه يكي از مقابل بانك ملي فعلي مستقيماً تا پاساژ حاج شمس اله عباسي و از آنجا به طرف باغات محله گلجه و ديگري از مقابل بانك ملي به طرف محله آببره و سپس باغات محله جاري مي شد و اين رودخانه زيبايي خاصي به ملك كندي داده بود و چون در اثر بروز سيل خسارات قابل توجهي به ساكنان ملك كندي وارد شد و در حال حاضر رودخانه مردق در همان مسير جاري است .
و از نظر مدرسه در منزل مسكوني شخصي بنام حاج ابراهيم اعتمادي تا كلاس چهارم ابتدايي داير بوده و هر كس كلاس چهارم را به اتمام مي رساند به شغل معلمي مي رسيد و بعد از گذشت چند سال تا كلاس ششم ابتدايي در ملك كندي داير گرديد . اولين مدرسه دولتي ملك كندي دبستان ملاباقري (هدايت سابق) و مدرسه 22 بهمن بودند .
اداره فرهنگ ملك كندي در جوار مدرسه ملاباقري (هدايت) بود و شامل دو اتاق و يك راهرو بوده ويك اتاق بعنوان اداره و اتاق ديگر بعنوان تربيت بدني كه چند وسيله ورزشي در آن موجود بود تشكيل يافته بود .
از آنچه ذكر شد استنباط مي شود كه ملك كندي داراي سابقه كهني مي باشد بطوريكه روستاهاي اطراف نظير تازه قلعه ، آغجه ديزج ، قلعه جوق و ليلان نسبت به ملك كندي از اهميت و مركزيت بيشتري برخوردار بوده اند . بخصوص ليلان كه داراي سابقه تاريخي بسيار كهن مي باشد .
. ليلان:
ليلان يكي از بخشهاي ملكان مي باشد كه با دو دهستان و 35 روستا در قسمت جنوب شرقي ملكان واقع شده است . از آثار مهم آن عبارتند از : مسجد جامع ، قلعه بختك ، پل آجري ليلان .
1- مسجد جامع ليلان :هيئت باستان شناسان آلماني كه در مورخه 12 مه سال 1971 از ليلان ديداري به عمل آوردند در كتاب (باستان شناسي در ايران) ترجمه مهندس سروش حبيبي مي نويسد : كه ليلان دهي است واقع در جنوب شرقي ملكان كه سه مسجد نوساز دارد ، در يكي از از آنها كه در سال 1343 ه.ق بنا شده است دو پايه ستون سنگي در زير شمعهاي جوبي نگهدارنده شمع پنهان شده است ولي مي توان تشخيص داد كه اينها پايه ستونهاي قديمي بودند كه در اينجا دوباره بكار رفته اند و لازم بذكر است اين مسجد از آن زمان تا كنون بيش از سه بار تجديد بنا شده و آثاري از قدمت آن در حال حاضر وجود ندارد.
2- قلعه بختك :قلعه بختك منطقه اي است قسمت غربي شهر ليلان كه در مبدا ورودي ليلان از سمت غرب واقع شده است كه تلي از خاكها جمع شده ، توسط زلزله هايي كه در زمانهاي بسيار قديم در آنجا اتفاق افتاده است مي باشد . قلعه فوق محلي است تقريباً بيضي كه مساحت آن 100 هكتار مي باشد كه به علت عدم وجود شواهد زنده و نوشته هاي صريح و روشن بدرستي نمي توان قدمت تاريخي قلعه و حتي ليلان را تعيين نمود . ولي بر اساس فيلم جاده ابريشم مي توان گفت كه جاده ابريشم از ليلان مي گذشته است و دليل اينكه ما ليلان را كوچك مي بينيم اتفاق افتادن زلزله هاي متعدد و همچنين در بن بست قرار گرفتن ليلان و عدم وجود امكانات رفاهي و... مي باشد .
گويا ليلان قبلاً در درون قلعه اي محصور بوده كه هم اكنون از دروازه هاي قلعه تپه نماهايي بيش مشاهده نمي شود كه بر اثر زلزله ، دستكاريها بيشتر بوسيله مردم ليلان بدين شكل افتاده است .
3- پل آجري ليلان :يكي ديگر از آثار باستاني شهر ليلان پل آجري (به زبان محلي قرمزي كورپي) مي باشد .كه تحت حمايت و سرپرستي اداره ميراث فرهنگي مراغه قرار دارد . اين پل كه در ناحيه شهر ليلان چاي واقع شده است و روستاهاي جنوبي ليلان مانند فتح اله كندي ، محسن آباد ، قره گل ، تورچيو و... را به ليلان وصل مي كند . بنابه اظهار افراد مسن و بعضي از كارشناسان ميراث فرهنگي قدمت اين پل به دوره ساسانيان و حتي به دوره اشكانيان مي رسد و بعضي از كارشناسان ميراث فرهنگي آنرا از دوره صفويه مي دانند كه احتمال قويتري نسبت به ساير نظرات دارد .
لازم بذكر است از همان پل قديم ليلان يكي ديگر هم در روستاي قلعه جوق از توابع بخش مركزي بر روي رودخانه مردق چاي وجود دارد كه به همان شكل و سبك معماري مي باشد و در حال حاضر در حال تخريب است . بنابه اظهار ريش سفيدان شهر ملكان بر روي رودخانه مردق چاي بوده كه در اثر جابجايي مسير رودخانه در زير خاك دفن شده است و محل دقيق آن را حدود 100 متري مسجد جامع فعلي اظهار نموده اند .
· بررسي مهاجرتهايي كه در طول تاريخ به شهرستان صورت گرفته:
بنابه اظهار ريش سفيدان بدليل حاصلخيزي منطقه از روستاها و ساير شهرستانهاي همجوار و از اقوام چاردولي (مربوط به شهرستان شاهيندژ) و روستاي اطراف تبريز به اين منطقه مهاجرتهايي صورت گرفته و در اين منطقه بطور دائم اسكان يافته اند .
اقوام چاردولي پس از ورود به اين منطقه در روستاهاي مهماندار عليا و سفلي ، تپه اسماعيل آباد ، قره چناق ، امير غايب ، آق كند و قره خضر اسكان يافته اند .
به نقل بزرگان در سال 1328 بعلت تورم و گراني ارزاق معدودي از ساكنين اين منطقه ناچاراً جهت تهيه قوت لايموت خود به كردستان مهاجرت نموده و سالهاي متمادي در آنجا اسكان يافته اند و بعضاً مبادرت به منطقه خود نموده اند .
· بررسي نام شناسي شهرستان به تفكيك شهرها و روستاها:
عبارتند از :
1- ملكان : نام سابق آن ملك كندي بوده كه براي نام گذاري آن سه روايت ذكر شده است :
اول : چون اراضي ملكان متعلق به سلطنت قاجار بوده و از خالصه جات مي باشد به همين خاطر ملك كندي نام نهاده شده و به معني ملك شاهي مي باشد.
دوم : چون اربابان متعددي بر منطقه حكم فرما بوده اند لذا به همين خاطر اين منطقه به ملك كندي نام نهاده شده و به معني ملك اربابان مي باشد .
سوم : چون اربابان منطقه بنام ملك نيا بوده است لذا ملك كندي برگرفته شده و از نام آن ارباب ذكر شده است .
2- ليلان : براي ريشه يابي نام ليلان سه روايت ذكر شده است :
اول : عده اي معتقدند چون اهالي ليلان شب زنده دار مي باشند لذا به همين دليل نام ليلان بر آن نهاده شده است .
دوم : دليل نامگذاري ليلان و يا نيلان وجود نيزارهاي متعدد در منطقه بوده است .
سوم : عده اي هم معتقدند نام ليلان از كلمه عربي ليل يعني شب برگرفته شده است .
3- روستاي قرهگل : بعضي روستايي كه در كنار بركه اي كه كف آن با سنگ سياه است ميباشد .
4- داشبلاغ : بمعني چشمه سنگي است .
5- قوشيقه : نام صحيح آن قوش قايا بمعني دو تخته سنگ پر شيب كنار هم ميباشد .
6- قوزلو : نام صحيح آن قوزلي بمعني جائيكه در آن گردو بسيار مي كاشتهاند .
7- سرمهلو : نام صحيح آن سورملي بمعني زمين حاصلخيز و قابل شخم زدن ميباشد .
8- شرانلو : نام صحيح آن شورانلي بمعني جائيكه در آن گياهان شور به وفور ميرويد .
9- تازه قلعه : نام صحيح آن تازا قالا بمعني قلعه جديد ميباشد .
10- يولقونلو جديد و قديم : بمعني جائيكه در آنجا گياه خودروي يولقون بسيار ميروييده است .
11- قلعه جوق : نام صحيح آن قالا چيغ كه قالا در تركي بمعني حصار سنگي و چيغ بمعني حصار چوبي گفته ميشود .
12- كوره بلاغ : كورا بلاغ بمعني روستايي كه در كنار چشمه خشك ايجاد شده ميباشد .
13- ساري قيه : نام صحيح آن ساري قايا بمعني روستايي كه در نزديكي صخره سنگي زرد واقع شده باشد .
14- قره چناق : بمعني جائيكه در نزديكي چشمهاي ايجاد شده كه چوپانان محلي از آن استفاده كرده اند نام نهاده شده است .
15- ناخرچي بلاغي : بمعني جائيكه در نزديكي چشمه اي ايجاد شده كه چوپانان محلي از آن استفاده مي كردند نام نهاده شده است .
16- آغجه مشهد چاردولي : ساكنين اين روستا از اقوام مهاجر چاردولي شهرستان شاهيندژ بودند .
17- چاللو:به معني نوعي گياه خاردار است كه در محل روستا به وفور يافت ميشود.
18-قوزچي اولن: به معني محل مدفون شدن يكي از چوپانان محلي ميباشد.